
آبانگاه مهر یاد تو را با خود میبرد به سالهای دور خاطره ای - گیج - از اتفاق سرما زده ی دستهای استخوانی دخترکی پشت شیشه های کافه هفتاد و هشت با یک مماغ سرخ وسط خیابانی که از قرار آبان نام داشت. و ساعت هنوز چهار بود که صدا میزد مرا بلانشو... ...
ادامه مطلب